تبليغاتX
عشق خدایی

ولادت امام رضا (ع) مبارک باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:14  توسط میثم  | 

سلام

امشب شب احیاست شب گرفتن حاجات .بیاین  امسال شب احیا برای خودمون دعا نکنیم برای دوستان و آشنایان دعا نکنیم .امسال بیاین برای اونهایی که در طول سال گذشته گناه کردن و خدا تو این مجالس راشون نداده دعا کنیم برای اونیکه با خدا غریبن و شاید با دعا شما خدا یه چشمکی یه نگاهی و یه حرفی باهاشونبزنه و امید و ایمان رو در دلشون جاری کنه.

                                                                                                                      یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 21:26  توسط میثم  | 

الا به ذکرالله تطمئن القلوب

الا به ذکرالله تطمئن القلوب

الا به ذکرالله تطمئن القلوب

الا به ذکرالله تطمئن القلوب

الا به ذکرالله تطمئن القلوب

الا به ذکرالله تطمئن القلوب

الا به ذکرالله تطمئن القلوب

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 0:52  توسط میثم  | 

 

٪۱۲مردها دوش مي‌گيرند،

 ٪۶ يه ليوان قهوه ميخورند،

 ٪۹ مي‌خوابند،

 ٪۴ يه بار ديگه سكس مي‌كنند ،

اما ۶۹٪ بقيه  ميرن خونه پيش زنشون

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 2:23  توسط میثم  | 

من نباشم کی تو رؤیا ، موهاتو ناز می کنه ؟
کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه ؟
راس بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو
کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه ؟
من نباشم کی می شینه تا سحر بالای سرت ؟
کی میاد برداره اشکو از رو چشمای ترت ؟
من نباشم کی میاد موقع رفتن اشکاشو
می کنه بدرقه ی راه بلند سفرت ؟
من نباشم کی گلای خواهشت رو آب میده ؟
کی به فریادت با حس عاشقی جواب می ده ؟
راس بگو به غیر من کدوم دیوونه ای میاد
واسه هر اشاره کردنت دو تا کتاب می ده ؟
من نباشم کی میاد با خواهش و با التماس
با یه عالم گل ارکیده و کلی گل یاس
منت چشماتو می کشه فقط به این امید
که بهش بگی برو ، شعرای تو پر از خطاس
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره ؟
کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید می بره ؟
من نباشم کی میگه همیشه حقا با توا ؟
واسه ی خاطر تو جون می ده پشت پنجره
من نباشم کی می باره تو زمون تشنگیت ؟
کی می خواد تو رو مث من تو تموم زندگیت ؟
من نباشم کی با چشمای تو سازشش می شه ؟
با تموم مهربونی و غم و دیوونگیت
من نباشم کی واسه خوابت لالایی می خونه ؟
تو تو هر هوایی باشی ، باز تو دنیات می مونه ؟
من نباشم کی بهت می گه بازم عاشقتم ؟
اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه
من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو ؟
با رقیب گشتنا و اذیت و آزار تو رو
تو خودت داور میدون شو بگو من نباشم
کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو ؟
من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی ؟
کی میاد سراغ رؤیات تو شبای مهتابی ؟
من نباشم کی بیداره تا تو خوابت ببره ؟
کی قایم می شه لای ابرا که راحت بتابی ؟
من نباشم کی کلافت می کنه با سوالاش ؟
کی تو رو بهم می ریزه ، با بیان خیالاش ؟
ولی بی انصافیه ،اینم بگم ، من نباشم
کی تو نامه جای اسمت ماهو می ذاره بالاش ؟
من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه ؟
کی به خاطر تو دنیا رو فراموش می کنه ؟
من نمی گم تو بگو که کی زمون قهر تو
همه ی مردم دنیا رو سیاپوش می کنه ؟
من نباشم کی تو رؤیا درو روت وا می کنه ؟
هر چی که گم می کنی یه جوری پیدا می کنه
واسه ی من افتخاره ، نگی منت می ذاره
ولی که اندازه ی من ، زیبا زیبا می کنه ؟
من نباشم کی به مرغ عشق تو دونه می ده ؟
کی به طاووس قشنگ آرزوت لونه می ده ؟
کی به اون سری که توش عشق یه آدم دیگس
با نهایت جنون و عاشقی شونه می ده ؟
من نباشم کی واست حرفای رنگی می زنه ؟
دیگه کی حرف چش به اون قشنگی می زنه ؟
کی میاد به جای طرحای قدیمی و زیاد
روی نامه طرح برگ توت فرنگی می زنه ؟
من نباشم کی میاد انقدر برات دعا کنه ؟
هر چی برگردونی رو تو ، باز تو رو صدا کنه
کیه که بدونه دیشب با رقیبش بودی و
انقد عاشقت باشه ، بازم بهت نگاه کنه ؟
من نباشم می دونم تو استراحت می کنی
اولش ساده به این نبودن عادت می کنی
اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم
نمی گی اما یه کم ، احساس غربت می کنی
من نباشم اگه حس کردی یه کم غریب شدی
از یه عاشق یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی
بنویس رو کاغذ و بده دس باد بیاره
بنویس فقط تویی ، چون دیگه بی رقیب شدی
من میام گذشته رو می دم دس آب روون
بعدشم با التماس بهت می گم دیگه بمون
اگه پای کسی تو زندگی ما وا نشه
می تونیم با هم بریم تا هفت تا شهر آسمون
من نباشم یه روز امتحان کن و بگو چی شد
اگه امتحان می کردی تو ، چه قد چیزا می شد
بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مث من
نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد ؟
من نباشم می دنم فکر می کنی خود خواهیه
ولی این حقیقته ، قصه آب و ماهیه
هیچ کسی نمی تونه انقد دوست داشته باشه
عشق من یه عشق آسمونی و الهیه
من نباشم ولی نه ، باید خودت بگی بیا
تو باید فرقی بذاری میون عاشقیا
دیگه ما تو عصرمون لیلی و مجنون نداریم
قلبامون سنگی شدن ، رنگ دلامونم سیا
من نباشم به خدا قدر تو رو نمی دونن
دوس دارن باهات بسازن و لیکن نمی تونن
من می رم تا که نباشم ولی یک چیزو بدون
اونا هیچ کدومشون آخر باهات نمی مونن
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 2:10  توسط میثم  | 

دوست  دختره آدم مثله آدامسه : ( بگو چرا ؟ )

۱. داشتن يه بسته بهتر از يكي يه !

۲.نبايد فراموش كني پايانه هر آدامس سطل آشغاله ( پس نبايد براي هيچ آدامسي پوله زياد خرجش كني)

۳. هيچ وقت آدامس خورده ( دهني ) كسي رو نخوريد !

۴. جويدن  طولاني آدامس  نتيجه اي جز بيمزه شدنش نداره پس زود به زود عوض كن

۵.حسرت آدامسي كه دور  انداختي رو نخور !

۶. ازدواج مثله  قورت دادن آدامسه " هيچ آدم عاقلي آدامسش رو  قورت نميده

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 18:4  توسط میثم  | 

بوسه يعني وصل شيرين دولب

 

بوسه يعني عشق در اعماق شب

 

بوسه يعتي آتش و گرماي تب

 

بوسه يعني لذت از دلدادگي

 

لذت از شب لذت از ديوانگي

 

بوسه يعني حس خوبه طعم عشق

 

بوسه يعني مستي از مشروب عشق

 

بوسه يعني آغازي براي ما شدن

 

لحظه اي با دلبري تنها شدن

 

بوسه آتش ميزند بر جسم و جان

 

بوسه بر ميدارد اين شرم از ميان

 

بوسه يعني شادي و شور و نشاط

 

بوسه يعني عشق خالي از گناه

 

بوسه يعني قلب تو از آنه من

 

بوسه يعني تو هميشه ماله من

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 23:55  توسط میثم  | 

 

درد دلی با خدا

در منی و اينهمه زمن جدا
با منی و ديده ات بسوی غير
بهر من نمانده راه گفتگو
تو نشسته گرم گفتگوی غير

غرق غم دلم بسينه می طپد
با تو بی قرار و بی تو بی قرار
وای از آن دمی كه بی خبر زمن
بركشی تو رخت خويش ازين ديار

سايه توام بهر كجا روی
سر نهاده ام به زير پای تو
چون تو در جهان نجسته ام هنوز
تا كه بر گزينمش بجای تو

شادی و غم منی بحيرتم
خواهم از تو ... در تو آورم پناه
موج وحشيم كه بی خبر ز خويش
گشته ام اسير جذبه های ماه

گفتی از تو بگسلم ... دريغ و درد
رشته وفا مگر گسستنی است؟
بگسلم ز خويش و از تو نگسلم
عهد عاشقان مگر شكستنی است؟

ديدمت شبی بخواب و سرخوشم
وه ... مگر بخواب ها به بينمت
غنچه نيستی كه مست اشتياق
خيزم وز شاخه ها بچينمت

شعله می كشد به ظلمت شبم
آتش كبود ديدگان تو
ره مبند ... بلكه ره برم بشوق.
در سراچه غم نهان تو

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 3:19  توسط میثم  | 

چرا هیچی 

نمی نویسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

 

میثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 18:11  توسط میثم  | 


تا نهان سازم از تو بار دگر
راز اين خاطر پريشان را
می كشم بر نگاه ناز آلود
نرم و سنگين حجاب مژگان را

دل گرفتار خواهش جانسوز
از خدا راه چاره می جويم
پارساوار در برابر تو
سخن از زهد و توبه می گويم

آه ... هرگز گمان مبر كه دلم
با زبانم رفيق و همراهست
هر چه گفتم دروغ بود، دروغ
كی ترا گفتم آنچه دلخواهست

تو برايم ترانه می خوانی
سخنت جذبه ای نهان دارد
گوئيا خوابم و ترانه تو
از جهانی دگر نشان دارد

شايد اينرا شنيده ای كه زنان
در دل «آری» و «نه» به لب دارند
ضعف خود را عيان نمی سازند
رازدار و خموش و مكارند

آه، من هم زنم، زنی كه دلش
در هوای تو می زند پر و بال
دوستت دارم ای خيال لطيف
دوستت دارم ای امید محال

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 4:18  توسط میثم  |